نقش آموزش در مدیریت

مقدمه

امروزه پیشرفت و توسعه کشور ها ، سازمانهاو موسسات کوچک و بزرگ درگرو علم و دانش بشری است . افزایش علم و دانش و تغییرات پرشتاب سبب شده است که سازمانها، آموزش وپرورش را در راس برنامه های خود قرار دهند. زیرا آموزش و پرورش یکی از مهمترین عوامل توسعه کشورهاست . 
زیربنای توسعه کشورها و سازمانها باخلاقیت و نوآوری منابع انسانی مرتبط است . درسازمانهای بهداشتی - درمانی که رسالت حفظ،تامین و نگهداری ، اعتلای سلامت ، کنترل وپیشگیری از بیماریها را برعهده دارند، این نیازبیشتر احساس می شود. 
آموزش و پرورش در سازمانهای بهداشتی -درمانی از دو دیدگاه آموزش کارکنان و آموزش مدیران برای بهسازی منابع انسانی مدنظر قرارمی گیرد. 
با این منطق که یکی از اجزاء مهم سازمانهای بهداشتی - درمانی ، مدیریت است و مدیر کلیدحل بسیاری از مشکلات تلقی می شود. مدیران خدمات بهداشتی - درمانی علاوه بر داشتن وظایف عام مدیریت نظیر برنامه ریزی ،سازماندهی ، هدایت و کنترل ، نوآوری و انگیزش ، هماهنگی و بودجه بندی و... دارای وظیفه ای مهم تر هستند. آنها باید پاسخگوی نیازها و تقاضاهای بهداشتی - درمانی افرادجامعه بوده و در نجات جان و یا ارتقاء سلامتی آنها بکوشند. و این موضوع بر حساسیت واهمیت کار آنها می افزاید. نظر به ماهیت پویا،زنده و متحول بهداشت و درمان باید مدیران این بخش بتوانند خود را با تغییرات و پیشرفتهاهماهنگ و همگام سازند. توسعه روشهای آموزش و پرورش مدیران گامی در افزایش آگاهی مدیران و بهره دهی سازمانهای خدمات بهداشتی - درمانی است . 
در سالهای اخیر به توسعه و پیشرفت مدیریت توجه بسیاری شده و طی برنامه های آموزشی سعی شده که مدیران و صاحبان مقام ،تحت آموزشهای ویژه قرار بگیرند تا بتوانند بازیردستان ، مصرف کنندگان ، مددجویان و سایرافراد جامعه ارتباط برقرار سازند. زیرا نتایج مطالعات عدم رضایت از مبانی قدرت را به دست می دهد. بنابراین توسعه روشهای آموزش وپرورش مدیران گامی در افزایش آگاهی آنها وبهره دهی به سازمانهای بهداشتی - درمانی است . محتوای آموزش مدیران باید برمبنای نیاز آنها واهداف سازمان تنظیم گردد. 
موضوع هایی را که باید در آموزش مدیران گنجانیده شود شامل عناوین ذیل درنظرگرفته اند: 

 

  • تصمیم گیری
  • روشهای ارتباطی
  • حل تضادها و کشمکشها
  • تغییر و نحوه به وجودآوردن آن
  • تنظیم قراردادهای کاری

 

  • حکمت
  • قاطعیت
  • پویایی گروه

 

  • ارزشیابی عملکرد
  • روش تدوین اهداف ومقاصد
  • روش تنظیم گزارشها
  • روش مصاحبه
  • تجزیه وتحلیل و آمار

مسلما نیازهای آموزشی مدیران جنبه بین المللی ندارد و در فرهنگهای مختلف بایستی برنامه های خاص آن و سازگار با آن فرهنگ تدوین شود. ولی موضوع هایی مانند علم ارتباطات ، مصاحبه ، پویایی گروهها جزء نیازهای آموزشی مدیران است . بی شک موفقیت مدیران در استفاده از آموزش بستگی به میزان دانش ،مهارت و توانمندی آنها دارد که وسعت بینش ، حدود دانش و سطح اطلاعات و توانایی دررده های مختلف مدیریت متفاوت است . 
هدفهای آموزشی برای مدیران شامل اهداف زیر است : 

  • هدفهای اجتماعی
  • هدفهای سازمانی
  • هدفهای کارکنان .



 

ادامه نوشته

مدیریت



اصول مدیریت دولتی 

مقدمه

ظهورسازمانهای اجتماعی وگسترش روزافزون انها یکی از خصیصه های بارز تمدن بشری است . 
وبه این ترتیب وبا توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگیها و نیازهای خاص هر جامعه هر روز بر تکامل و توسعه این سازمانها افزوده می شود .بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است . یکی از پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیتهای اقتصادی و تولید است .معتقدین به این مکتب یک عمل را تا انجا درست قلمداد میکند. که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و اسایش را به بوجود اورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل نتایج ان است نه شیوه انجام ان عمل. 

تعریف مدیریت

مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد. 
واقعا باید گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن .» 

 

ادامه نوشته

مصاحبه با علی اکبر اصفهانی: شرکت کمجا

نام و نام خانوادگی: علی اکبر اصفهانی
نام محصول: تولید محصولات کمجا
شرکت: کمجا
تحصیلات: لیسانس الکترونیک
 
در سال 1327 در تهران متولد شدم پدرم افسر ارتش  و مادرم خانه دار بودند. در آن زمان ما مشکل خاصی نداشتیم و خانواده پر جمعیتی بودیم. پدر و مادرم خیلی سالم زندگی می کردند و این باعث شده بود که زندگی نسبتاً مرفه ای داشته باشیم. 

در زمان کودکی الگوی خاصی نداشتم و در دوران دبیرستان و هنرستان کاری که درآمد خاصی داشته باشد نداشتم و فقط کار فنی هنرستان بود که داشتم، ولی به عنوان شغل نبود. 

در زمان کودکی الگوی خاصی نداشتم. در دوران دبیرستان و هنرستان کاری که درآمد خاصی داشته باشد نداشتم و فقط همان مسائل جانبی هنرستان که کار فنی بود داشتم. 

من هیچ وقت آرزویی برای رسیدن به شغل خاصی نداشتم ولی دوست داشتم بیشتر کارم وکالت باشد اما موفق نشدم به این دلیل که در زمان ما دروس تحصیلی به سه بخش ادبی، ریاضی و طبیعی تقسیم می شد و من در هر سه گروه نمره لازم را کسب کرده بودم اما زمانی که متوجه شدم وکالت و یا قضاوت بحث آن در رشته ادبیات است نرفتم و آن هم به این دلیل نبود که دوست نداشتم بلکه به خاطر جبری که وجود داشت چون شغلها و رشته هایی که یک شخص که ادبیات خوانده بود محدود بود در نتیجه نظرم عوض شد و به هنرستان رفتم و رشته برق را ادامه دادم و سپس چند سالی به استخدام اداره ی برق درآمدم. ولی در آن زمان فعالیت و کار آزاد همیشه مرا به طرف خود می کشید بنابراین در سال 1354 اداره را رها کردم و شروع به کار آزاد نمودم. 

پایه اصلی کار و فعالیت ما تخت تاشو می باشد که محصولات دیگری هم به آن اضافه شده که به نوعی جای کمی را می گیرد و با جای کوچک و آپارتمانهای کوچک تجانس دارد به جز تخت تاشو که محصول اولیه ما بوده است بیشتر محصولات دیگر که بعداً به وجود آمدند ایده های آنها را از خود مشتریان گرفتیم. 

در مورد این کار من تجربه ی خاصی نداشتم ولی مقدار زیادی تعالیم پدر و مادرم بود که آنها همیشه مسائلی را در ما تقویت کردند مانند بحث تعهد و اعتبار که در زمینه کار هم متوجه شدیم که اول اعتبار و تعهدات و ثروت و مال بدون اعتبار و تعهد اصلاً از نظر دیگران ارزش ندارد اما در مورد کمجا هیچ تجربه ای نبود و این ایده به صورت جرقه بوجود آمد و من چیزی را دیدم و فکر کردم که می تواند مفید واقع شود و کار را شروع کردم. در سال 1372 شرکت تأسیس شد و یک مدت فعالیت داشتم بعد تغییراتی در آن بوجود آمد که کمجا نام محصول ما بود و بعد اسم ثبتی شرکت شد. 

طرح و ایده اول بیشتر کپی برداری از مدلهای خارجی و بیشتر آلمانی بود ولی بعد از چند ماه که در این تولید به نتیجه ای رسیدیم تمام وسایل تولید آن را تبدیل به کالاهای ایرانی کردیم. 

من این طرح را در کتابی دیدم که آن مرا به خود جذب کرد و از لحظه اول هم اصلاً به آن به عنوان یک حرفه نگاه نکردم منتهی زمان زیادی گذاشتیم که از نظر اطمینان و اعتماد به کار به حد قابل قبولی برسیم. 

برای رسیدن به این ایده و عملی کردن آن مستلزم پذیرش ریسکهایی از قبیل مسائل مالی و اعتباری بود. به هر حال برای اینکه ما بتوانیم به نتایج مطلوبتری برسیم باید ریسکهای مالی و اعتباری را می پذیرفتیم چون در زندگی شخصی، اجتماعی، کسبی و تجاری اعتبار حرف اول را می زند و اگر صدمه ببیند می تواند بیشترین صدمه را به مجموعه یا فرد وارد کند و این ریسکها را من داشته ام منتهی باز هم فکر می کنم با احتیاط بالای 80 تا 90 درصد پذیرفتم یعنی هیچ زمانی یادم نیست که ریسک بدون احتیاط کرده باشم.

اسم شرکت خود را چگونه انتخاب کنیم

هنگامی که صحبت از موفقیت یک کسب و کار کوچک در میان است در واقع انتخاب اسم یک شرکت اهمیت بسیاری پیدا می کند . یک نام صحیح شرکت، می تواند شرکت شما را به اوج ببرد و از طرفی یک نام اشتباه نیز می تواند شرکت را به قعر بکشاند . اسم شرکت باید انتقال دهنده تجربه ، ارزش ، وجه تمایز محصولات و خدمات باشد .
برخی از کارشناسان معتقدند که اسامی انتزاعی بهترین اسامی هستند، برخی دیگر اعتقاد دارند که اسامی خبری که به مشتریان می گویند که کسب و کار شما دقیقاً چیست بهترین اسامی هستند حال آنکه برخی دیگر به این باورند که اسامی ابداعی بیشتر در اذهان می مانند در حالی که برخی معتقدند که این اسامی سریعتر به فراموشی سپرده می شوند.
اما واقعیت این است که تمامی اسامی می توانند کار آمد باشند چنانچه که با یک استراترژی بازاریابی مناسب پشتیبانی شوند.
انتخاب یک نام تجاری خوب یک فرایند پیچیده است . انتخاب اسم شرکت جزء اولین مقرارت ثبت شرکت و در عین حال یکی از مهمترین مراحل تاسیس شرکت است. بسیاری از افراد قبل از ثبت شرکت خود برای رسیدن به اسم شرکت مطلوب، انرژی و زمان زیادی صرف می کنند اما گروهی دیگر به هر دلیل اسم شرکت را بدون در نظر گرفتن همه جوانب و با عجله انتخاب می کنند و به همین دلیل هم معمولا بعد از مدتی تصمیم به تغییر اسم شرکت می گیرند.
به هر حال در این تحقیق سعی گردیده است تا نکات کلیدی در انتخاب نام شرکت بیان گردد .

1-نامگذاری را جدی بگیرید

مشاور برند سازی


نام گذاری شرکت و یا محصولات تان یک موضوع جدی است. نامی که شما انتخاب می کنید بخشی جدایی ناپذیر از برند شرکتتان را بر عهده دارد. اسم شما نشان دهنده ایماژ، برند و موقعیت شما در بازار است. نام یک شرکت فراتر از یک نام صرف است. بلکه بخش بزرگی از برند شرکت شماست. درباره نام دامنه، محصولات و بازاریابی فکر کنید و اینکه یک نام چگونه ترجمان تمامی جوانب این برند خواهد بود .

 

2-رقبا را چک کن

مشاور برندسازی


رقبای شما چه اسامی دارند؟ لیستی از اسامی آنها تهیه و با هم مقایسه کنید تا ایده شما شکل بگیرد و اسم خودتان را توسعه و بهبود دهید به گونه ای که در میان جمعیت رقبا، نام شما متمایز باشد .

 

ادامه نوشته

15 کار کوچک ولی هوشمندانه که افراد موفق هر روز انجام می‌دهند

وقتی که در مورد موفقیت فکر می‌کنیم، همواره افراد خاصی به ذهنمان می‌آیند. کسانی مثل استیو جابز، الون ماسک، یا لری پیج. با اینحال غوغای ایجاد شده حول این افراد آنقدر پر سر و صدا است که یافتن دلایل واقعی موفقیت این افراد باعث سردرگمی می‌شود. حقیقت این است که آنچه افراد موفق روزانه انجام می‌دهند، آنچه که آنها را توصیف می‌کند، در واقع کارهای کوچک ولی خردمندانه است. در اینجا پانزده کار کوچک که افراد موفق روزانه انجام می‌دهند را با هم مرور می‌کنیم.

1 . آنها بر کارهای هدفدار تمرکز می‌کنند تا پرمشغله بودن

بنا به نظر تیم فریس، نویسنده کتاب چهار ساعت کار در هفته، "آرامتر به پیش بروید و این را بخاطر داشته باشید: انجام کارهای فراوان ولی بی‌هدف، تفاوت چندانی در زندگی ایجاد نمی‌کند. پرمشغلگی اغلب شکلی از تنبلی روحی است."

2 . آنها سحرخیزند

سرجیو مارچیونه، مدیر عامل فیات و کرایسلر، حدود ساعت 3:30 بیدار می‌شود که به بازار معاملات اروپا دسترسی داشته باشد. تیم کوک، مدیر عامل کمپانی اپل، روزش را از ساعت 4:30 شروع می‌کند که ایمیل‌های خود را ارسال کند. جفری ایملت، مدیر عامل جنرال الکتریک، می‌گوید که ساعت 5:30 برای انجام کارهای عادی روزانه بیدار می‌شود.

3 . آنها تاکیدشان بر استفاده از بهترین تیم کاری است

فیل جکسون مربی یک تیم معروف بسکتبال گفت، "قدرت تیم وابسته به تک تک افراد است. قدرت تک تک افراد وابسته به تیم است." یک فرد موفق با دانستن این موضوع تلاش می‌کند با کسانی هم‌نشین باشد که مکمل او باشند. کارشناس مدیریت کن بلنچارد می‌گوید، "هیچکدام از ما به تنهایی به باهوشی همۀ ما نیست."

4 . آنها تمرکزشان بر انجام کارهای کوچک و پیشرفتهای مستمر است

می‌گویند شما نمی‌توانید یک فیل را درسته بخورید. شما باید هر دفعه یک تکه از آن را بخورید. به گفته هنری فورد، "هیچ کاری مشکل نیست اگر آنرا به تکه‌های کوچک تقسیم کنید."

5 . آنها تمرین آرامش ذهنی می‌کنند

اپرا وینفری در مورد آرامش ذهنی می‌گوید، "نتایج این کار، شگفت‌انگیز است: خواب بهتر. روابط بهتر با همسر، فرزند، و همکاران. برخی از مردم که در گذشته از میگرن رنج می‌بردند دیگر از آن درد راحت می‌شوند. بهره‌وری و خلاقیت بیشتر در همۀ موارد." افراد موفق زمانی را برای تمرینهای آرامش ذهنی اختصاص می‌دهند. بنیانگذار شرکت Def Jam ، آقای راسل سیمونز، می‌گوید که مدیتیشن یا تمرینهای پیشرفته ذهنی و روحی زندگی باعث تغییرات وسیعی در زندگی وی گردید.


ادامه نوشته