9 کاری که باید هر روز صبح قبل از ساعت 9 انجام دهید

صبح زود خیلی خیلی مهم است. صبح پایه و پی ، روزی است که در پیش دارید. و با توجه به صبحی که گذراندید می‌توان باقی روز را پیش‌بینی کرد.

من صبح زود که از خواب بیدار می‌شوم ذهنم رفته‌رفته به خودش می‌آید و درحالی‌که نور خورشید از پنجره‌ها به درون خانه می‌تابد و بقیه اعضای خانواده خواب هستند، من کارم را شروع می‌کنم. بدنم را می‌کشم، یک لیوان آب می‌خورم، زیر کتری را روشن می‌کنم و به مدت ده دقیقه در آرامش مدیتیشن می‌کنم. و درحالی‌که چایم را می‌نوشم چند صفحه از کتاب موردعلاقه‌ام را مطالعه می‌کنم و در آخر به مدت یک ساعت می‌نویسم.

بعد از بیدار شدن خانواده‌ام زمانی را با آن‌ها می گذارنم. مواردی که ذکر کردم برنامه ایست که من صبح‌ها دنبال می‌کنم و واقعاً باعث شادی من می‌شود. البته همیشه هم وضع به این خوبی نبوده است گاهی خواب می‌ماندم و باعجله و کج‌خلقی به محل کار و قرارهای ملاقاتم می‌رسیدم. واقعاً وحشتناک بود و جالب اینجاست که فکر می‌کردم نمی‌شود هیچ‌چیز را تغییر داد و همینی هست که هست اما در اشتباه بودم.

من شروع صبح را با اعمال چند قانون ساده عوض کردم و نتیجه باورنکردنی به دست آوردم. این تجربه را با هزاران نفر از دوستان و شاگردانم به اشتراک گذاشتم و بعد از چند ماه آن‌ها راضی از من تشکر کردند به خاطر این توصیه خوب.

۱- زود از خواب بیدار شوید

اگر صبح‌هایتان نامنظم است یک‌راه ساده این است که صبح قبل از بی‌نظمی از خواب بیدار شوید و از آن‌طرف شب هم اندکی زودتر به رختخواب بروید.

به خودتان فشار نیاورید. هر هفته ۱۰ دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید و این کار را ۶-۹ هفته ادامه دهید درنهایت خواهید دید که علی‌رغم تغییر قابل‌توجهی که در ساعت بیدار شدنتان اتفاق افتاده شما متوجه این تغییر نشده‌اید. بازمانی که برای خود می‌خرید دیگر خبری از استرس، تأخیر و سردرد نیست.

۲- روی خوبی‌ها تمرکز کنید

روزتان را با عشق، شکر گذاری و خوش‌رویی آغاز کنید. وقتی بیدار می‌شوید به این فکر کنید که بودن، زنده‌بودن، فکر کردن، شنیدن، دیدن، عشق ورزیدن و هدف‌دار بودن چه لذتی دارد. یادتان باشد این شادی نیست که ما را به شکر گذاری وادار می‌کند بلکه این شکر گذاری است که باعث شادی ما می‌شود. به شمردن نعمت‌ها و خوبی‌هایی که دارید آن‌هم در شروع روز خو بگیرید و خواهید دید که شادی تمام‌روز همراهتان خواهد بود.

ادامه نوشته

۱۸ کاری که مدیران موفق هر روز انجام می دهند

تغییر رویکرد به عنوان یک مدیر خلاق همیشه چندان کار ساده ای نیز نیست. شما چند نفر را می شناسید که بتوانند به طور همزمان نقش یک نویسنده، مدیر هنری و مدیر خلاق دون پایه را ایفا کنند؟ آن ها انسان هایی مردد هستند، بازخوردشان چندان روشن نیست یا از همه بدتر نمی توانند همه وقت خود را صرف کارشان کنند.
در زیر به توصیه های چند مدیر خلاقیت موفق اشاره می کنیم:
۱٫ با تعیین استانداردها و اهداف خلاقانه کاری کنید تا همه افراد آن ها را درک کنند.
مردم نیاز دارند تا از قابلیت ها و انتظارات یک مجموعه اطلاع یابند این انتظارات باید در سطح بالا و روشن باشند، به خصوص در صورتی که در صدد اعمال یک سری تغییرات و بهبود مسیر پیشرفت امور باشید.
۲٫ قابل دسترس باشید و هر گونه اضطراب را از بین ببرید.
شما یک مدیر جدید هستید و افراد خلاق قبل از شما در شرکتتان به کار مشغول بوده اند. آن ها با انتصاب شما نگران بروز اتفاقات جدید هستند. آن ها علاقه به شناخت همه جانبه شما دارند.
۳٫ به دیدگاه کارمندانتان درباره کار توجه کنید و از ان ها بخواهید تا پیشنهادات خود را درباره شیوه بهتر کردن امور ارائه دهند.
شما می خواهید از احساس کارمندان درباره خروجی خود باخبر شوید و آن ها نیز می خواهند از تمایلتان به شنیدن پیشنهاداتشان اطلاع یابند. آن ها قدر توجهتان را می دانند و شما نیز به سرعت از همکاری آن ها با خود در زمینه به اشتراک گذاری همان استانداردها آگاه می شوید.
۴٫ فرهنگ تعامل صادقانه را به وجود آورید.
به همه افراد اجازه دهید تا در هر سطحی که هستند، افکار خود را درباره کار بیان کنند. در نهایت این شما هستید که باید تصمیم آخر را بگیرید اما اگر کارمندان احساس کنند که می توانند با شما صادق باشند، شما نیز فرهنگ بهتری را به وجود خواهید آورد.
۵٫ هنگام مرور کارهای گذشته خاص و مفید باشید.
ما همه تا به حال این حرف ها را شنیده ایم که برخی افراد از ناکارآمد بودن چیزی گلایه می کنند. هر مدیر خلاقی می تواند این حرف را بزند اما مسلما کاری بی معنی است. یک مدیر خلاق خوب و موفق واکنش مفیدی را از خود نشان می دهد. اگر ایده ای به کارتان نمی آید، آیا ریشه یک طرح خوب را می توان پیدا کرد؟ چناچه وجود دارد، آن را کشف کنید. در غیر این صورت زوایا و مسیرهای حرکت اعضای تیم خود را به آن ها پیشنهاد دهید. واداشتن کارمندان به حدس زدن ایده هایتان، بدترین کاری است که شما به عنوان یک مدیر خلاقیت همیشه می توانید آن را انجام دهید.
۶٫ یک سری از کارها را خود انجام دهید اما وظایفتان را به فرد دیگری نسپارید.
با انجام همه امور، رقابت با اعضای تیمتان را به خطر بیندازید. از طرف دیگر، در صورت اثبات توانایی خود در مسیر اثبات ایده هایتان، آن ها نیز به افکار شما احترام خواهند گذاشت. کلید موفقیت بهترین انتصاب ها و سپس انجام بهترین عملکرد با استفاده از نیروهایی است که برای خود نگه داشته اید.
۷٫ ضمن دادن یک شانس خوب به افراد، از دست افراد ناکارآمد رها شوید.
با وجود رعایت همه نکات فوق، هنوز هم افرادی وجود دارند که به افزایش اعتبار یا شهرت سازمان یا آژانستان کمکی نمی کنند. آن ها را اخراج کنید.

[تصویر:  608317_219.jpg]

 

ادامه نوشته

۸ رفتار اشتباه در محل کار که باعث اخراج شما می شود!

هر حضور اجتماعی که ما داریم ، نیازمند رعایت آداب خاصی است ، مخصوصا در محل کار ، کارها و رفتارهایی وجود دارد که به هیچ وجه نباید از خود بروز دهید ، در این مقاله در مورد ۸ رفتار اشتباه در محل کار با شما صحبت خواهیم کرد :

۱- با همه یکجور سخن گفتن

زمانی ممکن است بطور تصادفی با عده ای از اطرافیانتان یک طور رفتار کنید؛ اما ضرر اصلی زمانی است که با همه یک جور برخورد می کنید ! مثلا فکر کنید شوخی ای که با دوست خود می کنید ، با همکاران هم می توانید داشته باشید.  یا مثلا یک کارمند با مدیر خود بیش از حد صمیمی شود ، البته که مدیران باید با کارمندان خود صمیمی باشند ، اما شما سعی کنید حرمت مدیر خود را نگاه دارید و در برخوردهایتان روحیات فرد مقابل را در نظر بگیرید.

۲- ابراز وجود در جلسات

شما یک شخص تازه واردید و دوست دارید از میان سرها سری در آورید و میان کهنه کارها ابراز وجود کنید ، پس بلافاصله در اولین فرصت برای هرکاری دستتان را بالا میبرید!  کسی که بدنبال جلب توجه است و بلافاصله در هر کاری شرکت میکند ، معمولا نتایجی می گیرد که چندان خوب نیست! خیلی راحت و نرم خود را در شرکت ثابت کنید ، به آب و آتش نزنید و به پیشکسوتان شرکت احترام بگذارید.

۳- مدیر خود را ازهیچ جا حذف نکنید!

سخت مشغول کار روی پروژه ای هستید و بجای اینکه در میان کار با مدیر در ارتباط باشید ، از او دور میشوید تا کار را تمام کنید . اما حتی اگر بدانید که طبق خواست مدیر پیش میروید، هنوز هم در معرض خطر جدی هستید. اگر پروژه آنطور که باید پیش نرود و نیاز به کار مجدد داشته باشد، زمان و انرژی زیادی را از دست داده اید که اصلا خوب نیست! ممکن است اعتماد مدیر به شما حتی در سایر موارد هم از بین برود. پس در هیچ شرایطی ارتباط خود با مدیر را کم نکنید.

۴- نداشتن حسن شهرت!

حسن شهرت نداشتن مشکل ساز است. من نمی گویم همه خوبی ها را جمع کنید ، اینکه شاید نشد باشد ، ولی اقلا یک رفتار خوب داشته باشید که شما را مشهور کرده باشد ! مثلا نظم خاص در کارها ، چشم پاک بودن ، دقت بالا ، لبخند همیشگی و …

۵- هرگز کار را زمین نمیگذارید!

بعضی وقت ها ممکن است برای اثبات خود ، خودتان را در شرایط بدی قرار دهید و توان خود را بالاتر از آنچه که هست تصور کنید و لقمه های بزرگتر از دهانتان بردارید! مراقب باشید که این مسئله ممکن است شما را ناکارآمد جلوه بدهد ، چرا که احتمالا وقت انجام تمام کارها را ندارید و مجبورید آنها را سمبل کنید ! و این نه تنها کمکی به جایگاه شما نمی کند ، بلکه نتیجه عکس دارد.

۶- تمرکز روی مدیر!

آنقدر توصیه به مراقبت در ارتباط با مدیر داریم که فراموش میکنیم ارتباط با همکاران را هم در نظر بگیریم!  من متوجه شدم کارجویان جدید که به بازار کار وارد میشوند ، توجهی ندارند که موفقیتشان همانقدر که به ارتباط با مدیر بستگی دارد ، در گرو ارتباط درست با همکاران نیز هست! اگربا این روال بعنوان مدیر فعالیت کنید ، فردی تکرو و بدون پشتیبان خواهید بود. پس سعی کنید دیگران را هم در نظر بگیرید و آنها را هم سهیم کنید.

۷- درگیری با رئیس

خیلی راحت میتوانید آبروی مدیرتان را با انجام ندادن درست کارها ، جلوی سایر مدیران ببرید ! چرا که کارهای شما هم به نام مدیرتان تمام می شود ، هرگز وسط حرف مدیرتان نپرید! پشت سر مدیر حرف نزنید ، یا رک و روراست به خودش بگویید یا اگر نمی توانید به خودش بگویید ، هرگز با انجام ندادن درست کارها و ایجاد مشکل و پشت سر مدیر صحبت کردن ، آنرا جبران نکنید !

۸- هماهنگ نبودن با دیگران!

اگر وظیفه شماست که اطلاعات را به شکل نمودار و گزارش به همکاران خود برسانید ، اما اطلاعات شما برای تحویل گیرنده آنها گویا و شفاف نیست ، گزارش ها و کار شما براحتی دور ریخته می شود. این عدم هماهنگی و در نظر نگرفتن دیگران ، کار شما را براحتی بی فایده و نامربوط جلوه میدهد. درصورتیکه مدیر شما تصمیم بگیرد تعدیل نیرو کند ، با این کار براحتی خود را در معرض اخراج قرار میدهید. پس سعی کنید در انجام کارها ، مخصوصا کارهای تیمی هماهنگی بیشتری با کارمندان دیگر داشته باشید

ويژگيهای واحدهای تجاری کوچک:

مقدمه:

استانداردهای حسابرسی تابعی از اندازه واحد تجاری مورد رسيدگی نيستند و از اعتبار عمومی برخوردارند.اگرچه محيط واحدهای تجاری کوچک ممکن است حسابرس را بابرخی مشکلات اجرايی روبرو سازد.تفاوت دراندازه و نوع واحد تجاری موجب تفاوتهايی در روشها و نحوه عملهای خاص و نه استانداردهای بکار رفته می شود.رهنمودهای موجود درباره کاربرد استانداردهای حسابرسی در واحدهای تجاری مختلف نيازهای حرفه ای رابراورده نمی کند.منظور از مشکلات حسابرسی در اين مورد به معنی شرايطی است که در آن کاربرد استانداردهای پذيرفته شده حسابرسی به سهولت امکان پذير نيست.

ويژگيهای واحدهای تجاری کوچک:

           

الف)مالکيت يا کنترل عملياتی دردست چند نفر معدود متمرکز و سلطه صاحب سرمايه مدير برقرار است :استقلال و توان کنترل صاحب سرمايه مدير ايجاد کننده محيطی است که در آن همه چيز تحت کنترل و نفوذ اوست وتوان در برقراری کنترلهای داخلی از لحاظ قابليت حسابرسی نقشی عمده دارد.

ب)دانش حسابداری کارکنان يا مديريت محدود است:گرايش بسياری از سرمايه داران جز معطوف به اعمال مديريت از طريق تمرکز بر امور مربوط به فروش و بازاريابی ورشد واحدشان است وممکن است نسبت به امور مالی بی توجه باشند و يا از توجه به کنترلهای داخلی عمده برخوردار نباشند.

پ)مديريت بر اين باور است که به استخدام افراد خبره نياز ندارد يا از عهده آن برنمی آيد:مديريتی که نسبت به امر کنترل حساس نيست ممکن است نسبت به سيستم کنترل حسابداری واحد تجاری بی تفاوت يا کم توجه باشد و کم اهميت انگاشتن کنترلهای داخلی حسابداری احتمالا موانعی جدی در راه حسابرسی واحد تجاری کوچک می باشد.

ت)زير پا گذاردن کنترلهای داخلی حسابداری توسط مديريت:صاحب سرمايه مدير معمولا می تواند روشهای تجويز شده را زير پا گذارد.غالبا عملکرد مديريت مورد بررسی قرار نمی گيرد زيرا در بسياری واحدهای تجاری کوچک نظارتی بر کار مديريت وجود ندارد.

 

ث)نارسايی های کنترلهای داخلی حسابداری:اين نارسايی ها ممکن است از تفکيک محدود وظايف يا دسترسی آسان کارکنان اداری و دفتری به مدارک حسابداری و دارايی هاو يا روشهای غير مدون ناشی شود.تفکيک محدود وظايف ضعفی فراگير است که می تواند به اجتناب کامل حسابرس از اتکا به کنترلهای داخلی بيانجامدو چنانچه در نتيجه عدم تفکيک کافی وظايف فردی در موقعيت ارتکاب اشتباه و تخلف و اختفای آن قرار گيرد حسابرس ناگزير بايد احتمال زيادی برای وقوع اشتباه و تخلف قايل شود.تفکيک محدود می تواند محيطی را ايجاد کند که در آن مدارک مالی و داراييهای عينی به آسانی در دسترس کارکنان اداری و دفتری قرار گيرد.مثلا کارمندی که به تنهايی مسئول تنظيم چکها و ثبت پرداختهای نقدی وتهيه صورت مغايرت بانکی است می تواند چکی را ثبت نکند و از کشف آن نيز جلوگيری کند.نارساييهای کنترلهای داخلی می تواند زاييده غير مدون بودن روشهای ثبت در دفاتر نيز باشد.روشهای غير مدون ثبت دفاتر لزوما به مدارک ناکافی منجر نمی شود اما احتمال اشتباه وتقلب را افزايش می دهد.

ج)نهاد سياستگذاری غير فعال يا غير موثر:بسياری از واحدهای تجاری کوچک از يک نهاد سياستگذاری فعال (مانند هيات مديره)برخوردار نيستند.و در بسياری موارد نظارت بر فعاليتهای مديريت بر عهده يک نهاد سياستگذار نيست بلکه صرفا بطور صوری به مجموعه ای از افراد واگذار شده که از نامشان برای به ثبت رسانيدن واحد تجاری کوچک تحت عنوان شرکت استفاده می شود.


ادامه نوشته

اولین راه به دست آوردن ثروت در ایران

 برنامه زنده تلویزیونی پایش که یک شنبه شب پخش شد، در سوال خود از خبرگان اقتصادی نحوه ثروتمند شدن ایرانیان را به نظرسنجی گذاشت. سوال نظرخواهی از خبرگان به این شرح بود: به نظر شما ثروتمندان ایران به طور معمول از چه راهی ثروت خود را به دست آورده اند؟

روزنامه تهران امروز نوشت: 83 درصد شرکت کنندگان در این نظرسنجی اعلام کردند که ثروتمندان ایران ثروت خود را از طریق «رانت و رابطه» به دست آورده اند. 12 درصد نیز به «کار و تلاش» و 5 درصد نیز به «بخت و اقبال» رای دادند.تعدادی از نمایندگان مجلس، مدیران ستاد اقتصادی دولت و وزارتخانه ها، مدیران شرکت های خصوصی و دولتی، استادان دانشگاه و خبرنگاران اقتصادی رسانه ها، در این نظرسنجی شرکت کردند.

نظرسنجی عمومی این برنامه که نیم میلیون شرکت کننده داشت نیز به این شرح بود: اگر ثروتی افسانه ای داشته باشید، چه نوع خانه و خودرو می خرید؟1- اشرافی و لوکس 2- در حد متعارف. 

در پایان این برنامه 69 درصد از شرکت کنندگان گزینه دو را انتخاب کردند و 31 درصد نیز به خرید خودروهای لوکس و اشرافی رای دادند. اما در اینجا سوالی که پیش می آید اینکه چرا اکثریت قابل توجهی از مردم ایران معتقدند که پولدارها در ایران ثروت خود را از طریق رانت و روابط ویژه به دست آورده اند و فقط تعداد اندکی معتقدند پولدارها پولشان را از طریق کار و تلاش کسب کرده اند؟

ادامه نوشته